خواجه امام ظهير الدين نيشابورى / ابو حامد محمد بن ابراهيم ت 599

66

سلجوقنامه ( وذيل سلجوقنامه محمد بن ابراهيم ) ( فارسى )

جلوس ملكشاه بن محمود بن محمد بن ملكشاه سلطان ملكشاه پادشاهى با قوت و شوكت بود قوىبازوى سخت‌كمان خوشخوى كريم سخى جواد اما هزل‌دوست و دون‌پرور بود و مولع بر شراب و شكار و مباشرت مدبر ملك خاص‌بيك بود مبداء ملكش در رجب سبع و اربعين و خمسمائه بود بعد از وفات عمش سلطانمسعود و عزلش هم در شوال اين سال بود و سبب عزلش آنكه شب و روز با معدودى چند مردود و مطرود و مجهول فضول ناجنس مثل زنگى جمال نام به شراب و لهو و لغو و عشرت مشغول مىبود امرا را بار كمتر ميداد و با استغوا و استهوا ميساخت و به كار ملك نمىپرداخت با ياران مواطاة و مواضعه كرده بود كه خاص‌بيك را بگيرد پيش از خوردن شام او چاشت خورد و امرا حسن جاندار و ديگران با او استشاره نمودند و راى برآن مقرر شد كه او را بگيرند او را با زنگى و دو خدمتكار ديگر در خانه بگرفتند و موقوف كردند سه ماه پادشاهى كرد و برادرش محمد را از خراسان بياوردند و بجاى او برتخت پادشاهى نشاندند و بعد از آن بهمدان در برجى مقيد و محبوس شد ملكشاه بعد از پانزده روز شبى از راه آبريز كه برصحرا داشت بريسمان به زير آمد و با غلامى وعده كرده بود و او اسبى آماده نيكو و معد داشت سوار شد و بگريخت و بجانب خوزستان رفت ( و در مدت ملك برادر اغلب بخوزستان بود ) خواهرش ملك نسب ميل به او بيشتر داشتى روزى از اصفهان به طرف خوزستان ميرفت و خروارهاى زروسيم و عدت پادشاهى از جهت برادر ميبرد تا لشكر برو جمع شود سلطانمحمد ازين حال آگاه شد اتابك اياز را با لشكرى بفرستاد تا آن خزاين و اموال و سلاح و سلب جمله نهب و غارت كردند ملكشاهرا قوت مقاومت و محاربهء برادر نبود ( بعد از وفات برادرش محمد چون سليمانشاه بدر همدان بملك بنشست او اصفهان بگرفت و پنج نوبت بزد ) و نزديك شد كه ملك سليمانشاه مشوش و مخبط شود بعد از پانزده روز كه در اصفهان بود پانزدهم ربيع الاول سنهء خمس و خمسين و خمسمائه فرمان يافت و ملك به زحمت حاصل كرده بگذاشت و مدت عمرش سى و دو سال و دو ماه بود و مدت پادشاهى بعد از وفات سلطانمسعود چهار ماه در همدان و يك بار ديگر در اصفهان شانزده روز حليت او